شادی

شادی صبر نمی کند. شادی مثل غم نیست که هر جا خواستی دمی بزنی و مست دلتنگی شوی. شادی فراریست. باید بجویی اش. پابه پایش بدوی. خنده هایش را خوب بشنوی بعد هم یاد بگیری بخندی. شادی برخلاف غم حق را به تو نمی دهد تا شانه ات را خالی کنی. شادی وجدان آسوده می خواهد. پریدن از روی گودال های آب. دویدن زیر باران. خرد کردن برگ های پاییز را می خواهد. شادی صبر نمی کند. پاییز را هم یاد می گیرم. همانطور که تابستان را. همه را جمع می کنم برای زمستان. پاییز کسی را نکشته زمستان اما چرا.




منبع اصلی مطلب : The petals of my memories
برچسب ها : شادی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : Happiness Does Not Wait